محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )
18
در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )
رابطه انسان با خود الف ) امام على عليه السّلام در سفارش خود به ابوبكر مىفرمايد : « پس تو موظف هستى كه با نفس خويش مبارزه كنى و از دين خويش حمايت نمايى . » « 1 » يعنى آن كه با هواى نفس خود مخالفت بورزى و عقل خود را حاكم سازى . سپس در جايى ديگر مىفرمايد : « هر كه در درون خويشتن اندرزگويى داشته باشد ، از جانب پروردگار او را نگهبانى خواهد بود . » « 2 » امام عليه السّلام ، سخن خود را در جايى ديگر اين چنين توضيح مىدهد : « آن كس كه نتواند خود را پند دهد تا از گناه كناره گيرد ، به طور قطع ديگرى نمىتواند اين كار را براى او انجام دهد . » « 3 » امام عليه السّلام به خوبى مىدانست كه هر دو گرايش به پليدى و نيكويى در نفس انسانى وجود دارد و از اين رو دستور مىدهد كه هرگاه نفس به بدى فرا خواند ، بر آن سخت گرفته شود و بر اين كار از خداوند كمك مىگيرد : « براى خود و شما جهت رهايى از دست شيطان از خداوند تبارك و تعالى يارى مىطلبم . » « 4 » سپس بر وجدان بيدار انسانى تكيه كرده و مردم را به تقويت آن ، امر مىكند ؛ زيرا اين وجدان است كه انسان را از پليدى مصون داشته و از تمايلات نفسانى باز مىدارد . همچنين توجه فراوانى به پرورش نفس كرده و اين باور را ايجاد مىكند كه طبيعت انسانها آموزشپذير است :
--> ( 1 ) . « فأنت محقوق أن تخالف على نفسك و أن تنافح عن دينك » نهجالبلاغه : نامه 27 . ( 2 ) . « و من كان له من نفسه واعظ كان عليه من اللّه حافظ » نهجالبلاغه : قصار 87 . ( 3 ) . « من لم يعن على نفسه حتّى يكون له منها واعظ و زاجر ، لم يكن له من غيرها زاجر و لا واعظ » نهجالبلاغه : نامه 90 . ( 4 ) . « و اللّه المستعان على نفسي و أنفسكم » نهجالبلاغه : خطبه 133 .